7.

تمرین و تکرار

برای بیاری از دست اندرکاران آموزش و پرورش، هنوز این سؤال ها مطرح است، تمرین چه نقشی در فرایند

یادگیری دارد؟ آیا پیشرفت یادگیری مستقیما تابع تکرار است؟ اگر چنین نیست شرایط تمرین و تکرار چیست؟

مستعدترین موقعیت برای تمرین کدام است؟ تکالیف تکراری مدارس می تواند برای شاگردان مفید باشد یا نه؟

در پاسخ به سؤالات مطرح شده باید گفت : تأثیر تمرین و تکرار در کل فرایند یادگیری و حیطه های مختلف آن و به

ویژه حیطه روانی- حرکتی، انکار ناپذیر است. همه این ضرب المثل قدیمی «کار نیکو کردن از پر کردن است» را

شنیده اند و واقفند که بازی روی یخ یا رانندگی فقط در نتیجه تمرین و تکرار یاد گرفته می شود. هیچ کس نمی

تواند منکر باشد که اگر مفاهیم و لغات آموخته شده از زبان بیگانه تمرین و تکرار شوند، دیر یا زود به دست

فراموشی سپرده خواهند شد. ولی این نکته نیز غیرقابل انکار است که کیفیت اجرای تمرین، مقدار و زمان آن

نقش بسیار مهمی در تثبیت یا عدم تثبیت رفتار دارد. چنانچه آزمایش های متعدد نشان داده است : اجرای تمری

ن در زمان غیر متمرکز اثر یادگیری بیشتری نسبت به اجرای تمرین در زمان متمرکز دارد؛ مثلا شاگرد موضوع مورد

یادگیری را در مهمترین بیست دقیقه ای زودتر از یک تمرین چهل دقیقه ای یاد می گیرد. از همین رو تمرین و تکرار

مؤثر باید شرایط و ویژگی خاصی داشته باشند، از جمله اینکه باید منظم و مرتب و طول دوره های آن مناسب

باشد و در شرایط واقعی طبیعی انجام پذیرد. اگر شاگرد در اوضاع و احوال ساختگی و غیر طبیعی تمرین کند نه

فقط اعتماد به خود را از دست می دهد بلکه ممکن است از علاقه اش به کار کاسته شود یا به کلی آن را از دست

 بدهد. شاگرد باید بلافاصله از نتیجه تمرین و کارکرد خود مطلع شود زیرا اطلاع از پیشرفت، او را به کوشش وا می

 دارد. تمرین نباید بیش از حد طولانی و خستگی آور باشد. هرگاه عملی به طور سریع و متوالی تکرار شود، اغلب

موجب کاهش کارایی تمرین می شود؛ به این معنی که مشخص در انجام دادن آن عمل به تدریج کندتر و ضعیف تر

 می شود تا اینکه سرانجام از انجام دادن آن سر باز می زند. در واقع، خستگی یادگیری را کاهش می دهد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

6.

 

 

رابطه کل و جزء

طرفداران مکتب گشتالت معتقدند که کل، اجزاء را در یک طرح و زمینه قرار می دهد و ارتباط آنان را روشن می

سازد. به نظر ایشان اجزاء به تنهایی بی معنی و نا مفهوم هستند، ولی وقتی در یک طرح و زمینه قرار بگیرند،

معنی و مفهوم آن ها روشن می شود.

طرح یا کل قابل انتقال و تعمیم است، اما اجزاء و کیفیت خاص آن ها این خصوصیت را ندارند. طرح یا کل، عنصر ار

مشخص می سازد و آن ها را در یک زمینه خاص به هم ارتباط می دهد. مطالعه فرایند یادگیری نشان خواهد داد

که حرکت از کل به جزء روند یادگیری ار بهتر و فهم مطالب را آسانتر می کند. اجزاء به تنهایی بی معنی و نا مربوط

هستند و در طرح و کل به معنی پیدا می کنند. البته باید توجه داشت که کل معادل مجموع اجزا نیست و بررسی

 تک تک اجزا و روی هم قرار دادن آن ها سبب تصور کل نمی شود. کل عبارت است از نحوه ارتباط و پیوند اجزاء با

هم و تا این ارتباط مشخص نشود اجزاء قابل فهم نیستند.

در جریان تدریس معلم باید در حد امکان، ابتدا مطالب درسی را به صورت کل مطرح کند و ارتباط اجزاء با کل را

مشخص سازد و پس از آن به بررسی و تحلیل اجزاء بپردازد. مطالعه جزییات بدون در نظر گرفتن رابطه آن ها با هم

و همچنین رابطه آن ها با کل، موجب پریشانی فکر خواهد شد، در حالی که مطالعه از کل به جزء با مشخص کردن

روابط جزء با کل، قدرت تحلیل را در فراگیران افزایش می دهد و در نتیجه موجب یادگیری معنی دار می شود، به

 عبارت دیگر، حفظ و تکرار جای خود را به فهم و اندیشه می دهد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

روز معــــــــــــلـمـ مــــــبـآرکــــ

 

تبـــــــریـکـ

 

5.

روش تدریس معلم

اگرچه در بحث قبلی شرایط و امکانات آموزشی را یکی از عوامل مؤثر در جریان یادگیری دانستیم، بدون شک نیروی

 انسانی و به ویژه معلم از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط های آموزشی است و به لحاظ اهمیت نگارش و

روش تدریس معلم در فرایند فعالیت های آموزشی و در نهایت تأثیر آن در روند یادگیری به بحثی مستقل در این

زمینه می پردازیم.

تأثیر موقعیت و امکانات مناسب بر هیچ فردی پوشیده نیست، اما امکانات و تجهیزات بدون وجود معلم کارآیی لازم

را نخواهد داشت. معلم با شناخت امکانات به تجهیز مناسب محیط آموزشی می پردازد. محیط و امکانات آموزشی

را سازماندهی می کند، موقعیت آموزشی مناسب را به وجود می آورد و با شناخت استعداد، علایق و توانایی

شاگردان، آنان را در طریق صحیح یادگیری هدایت می کند. البته چنین نقشی به دانش و اعتقادات معلم بستگی

 دارد.

اگرچه کنجکاوی و ارضای آن از بدیهی ترین احتیاجات شاگردان است. اگر معلم با نظریه ها و اصول یادگیری آشنا

نباشد و تدریس را فقط انتقال واقعیت های علمی بداند و تجارب یادگیری را منحصر به نشستن در کلاس، گوش

دادن و حفظ کردن مطالب شنیده شده یا نوشته شده در کتاب تصور کند، مسلم است که در تقویت کنجکاوی و

پرورش استعداد و تفکر علمی شاگردان چندان موفقیتی به دست نخواهد آورد؛ زیرا شاگرد که همواره علاقه مند به

 فکر کردن است، در بررسی امور مختلف باید فرصت حرکت و جنبش داشته باشد تا بتواند به هدف های آموزشی

 برسد. یادگیری بدون تلاش و فعالیت و تعامل با محیط صورت نخواهد گرفت. کسی که می خواهد یاد بگیرد، باید

فعالیتی متناسب با علایق و توان خود داشته باشد، اگر در روش تدریس معلم این نکات در نظر گرفته نشود،

مدرسه و کلاس برای شاگرد جالب توجه و جذاب نخواهد بود، اما اگر معلم خود را راهنما و ایجاد کننده شرایط

مطلوب یادگیری بداند و به جای انتقال اطلاعات، روش کسب تجربه خود را به شاگردان بیاموزد، آنان را در برخورد با

مسائل فعال تر خواهند شد: از منابع مختلف استفاده خواهند کرد، اطلاعات لازم را به دست خواهند آورد، به

سازماندهی ان خواهند پرداخت و آن را تحلیل خواهند کرد تا به حل مسائل نایل شوند. با چنین روشی شاگرد نه

فقط حقایق علمی را فرا می گیرد؛ بلکه با روش های علمی کسب معرفت نیز آشنا خواهد شد. طرز کار با منابع و

نحوه استفاده از مطالب درسی برای حل مسأله خواهد آموخت و در فرایند یادگیری، ابتکار و خلاقیت خود را به کار

خواهد انداخت.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد