4.
![]()
موقعیت یادگیری و محیط آن از عوامل بسیار مؤثر در یادگیری است. محیط ممکن است نیز یکی باشد، مانند نور،
هوا، تجهیزات و امکانات آموزشی. طبیعی است هر چه امکانات آموزشی بیشتر فرد فراهم شود، یادگیری بهتر
صورت خواهد گرفت. در مدرسه ای که دارای فضای مناسب، کتابخانه و منابع مختلف علمی است، یادگیری
شاگردان در مقایسه با یادگیری شاگردان مدرسه ای که دارای فضای مناسب نیست و در آن جز کتاب درسی
منابع دیگری یافت نمی شود، بسیار متفاوت خواهد بود. محیط ممکن است عاطفی باشد. رابطه معلم و شاگرد،
رابطه شاگردان با هم، رابطه والدین با هم و نگرش والدین و مربیان در زمینه تربیت کودکان، همگی می تواند در
میزان یادگیری شاگردان مؤثر باشد. موقعیت آموزشی منظم همراه با محبت و احترام متقابل بایست به محیط های
خشک و تهی از عواطف، تأثیر بیشتری در یادگیری خواهد داشت. عاطفه به عنوان یک عامل بسیار مؤثر می تواند
در جریان یادگیری عمل کند. عواملی نظیر عدم امنیت، ترس، اضطراب، نا امیدی، شک و تردید می توانند در فعالیت
های یادگیری شاگردان تأثیر گذاشته، مانع یادگیری شوند. در هر صورت، اگر محیط آموزشی از همه امکانات یاد
شده برخوردار باشد، شاگرد را به کنجکاوی و تلاش برای یادگیری و حل مسائل ذهنی خود وادار می سازد. البته
محیط و موقعیت یادگیری باید متناسب با آمادگی، استعداد، نیاز و گرایش شاگردان باشد. اگر مجموعه عوامل
موجود در محیط برای شاگرد برانگیزاننده و قابل درک نباشد، مسأله ای در ذهن او ایجاد نخواهد شد یا در صورت
وجود مسأله، شاگرد توانایی حل آن را نخواهد داشت. به هر حال، امکانات محیط آموزشی، اعم از نیروی انسانی و
تجهیزات، وضع اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خانواده و نگرش والدین و مربیان نسبت به تحصیل در آموزشگاه و
هزاران عامل محیطی دیگر می تواند در کیفیت و کمیت یادگیری شاگردان مؤثر باشد.
3.
آموخته ها و تجربه های گذشته شاگرد «ساخت شناختی» وی را تشکیل می دهد.
آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تأثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می تواند مفاهیم وسائل جدید را درک
کند که مفهوم و مسأله جدید با ساخت شناختی او مرتبط باشد. در واقع فرایند یادگیری همچون روند رشد است.
همچنان که رشد جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می دهد و آن چه فرد در
آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد. فرد وقتی مفهومی را واقعا می آموزد که پایه و
ریشه در تجارب گذشته اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود، یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد
گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت
شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرایط اساسی موفقیت در کارهای تربیتی است. معلم آگاه در
فعالیت های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می کند، توان او را برای درک و
فهم مسأله جدید می رسند و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می دهد، مثلا اگر علوم ریاضی در
تدریس مفهوم تازه، زمینه های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به
اطلاعات و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود. البته ممکن است در اینجا این سؤال
مطرح می شد که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس به دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد، محیط
خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست، چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه
شاگردان انتخاب کند. اگرچه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش شاگردان را می توان از طریق
آموزش ترمیمی یا فعالیت های متنوع دیگر از میان برد.
2.
یادگیری معلول انگیزه های متفاوتی است. یکی از این انگیزه ها که نقش فهمی در جریان یادگیری دارد، میل و
رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت محرکی است که نیروی فعالیت را افزایش می دهد. برای اینکه شاگردان در
ضمن یادگیری فعال باشند باید به موضوعی که می خواهند فرا بگیرند علاقه مند باشند. برای ایجاد رغبت، لازم
نیست موضوعات درسی را به صورت تصنعی جالب توجه نشان دهیم. همینکه مطالب و مفاهیم درسی بر اساس
نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسی و واقعی آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک
کند؛ رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.
یکی دیگر از عوامل ایجاد انگیزه هدف است. هدف به فعالیت انسان جهت و نیرو می دهد. اگر انسانی در طول
زندگی خود هدف قابل وصولی نداشته باشد، پویایی و حرکت خود را از دست خواهد داد. هدف ارزشمند، فرد را به
خواستن و طلب کردن وادار می کند و نیروی لازم را برای فعالیت درونی به وجود می آورد و سبب پیدایش قصد و
اراده در او می شود.
در مدارس، هدف های تربیتی باید انعکاسی از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و به طور مشخص و واضح بیان
شود. معلم و شاگرد باید بدانند غرض از فعالیت های آموزشی در یک مقطع زمانی خاص چیست؟ مشخص بودن
هدف ها در مدرسه، سبب هماهنگی بین فعالیت های معلم و شاگرد می شود، آنان را به اجرای فعالیت های
متنوع بر می انگیزد، جهت و میزان پیشرفت آنان را نشان می دهد، مثلا محیط مدرسه و کلاس را آموزنده و نشاط
انگیز می سازد، سطح یادگیری شاگردان را گسترش می دهد و یادگیری را عمیق تر و مؤثرتر می کند.
×فَـصــــــلِـ اوَلـ ×

عوامل مؤثر در یادگیری
یادگیری یک فرایند است. در هر فرایند عوامل و متغیرهایی در حال تعاملند.
نوع و شدت تعامل تغییرات گوناگونی را به دنبال می آورد.
شاگرد باید از لحاظ جسمی، عاطفی، عقلی و... رشد کافی کرده باشد تا بتواند به خوبی یاد بگیرد و یادگیری
زمانی برایش مفید خواهد بود که از هر نظر آمادگی لازم را داشته باشد. او حتی اگر بعضی از جنبه های آمادگی را
کسب نکرده باشد؛ اگر یادگیری برایش خستگی آور و کسل کننده خواهد شد و چندان پیشرفتی نخواهد کرد،
مثلا در یادگیری نوشتن، اعصاب و عضلات دست و انگشتشان باید به قدر کافی رشد کرده و آمادگی داشته
باشند.
اگر کودکی را که از لحاظ جسمی و روانی آمادگی یاد گرفتن و نوشتن را ندارد تعلیم بدهیم؛ جریان یادگیری او در
این زمینه حتی در سال های بعد به کندی پیش خواهد رفت، در صورتی که اگر همین کودک در سنی که آمادگی
کافی دارد، تحت تعلیم قرار گیرد، نوشتن را زودتر فرا خواهد گرفت و در این زمینه سریعتر پیشرفت خواهد کرد.
آمادگی افراد در زمینه های مختلف متفاوت است. ممکن است فرد از لحاظ عقلی آماده باشد، ولی از نظر عاطفی
نسبت به امر مورد نظر فاقد احساس مطبوع باشد. مثلا ترس از معلم، احساس عدم امنیت، دلهره، اضطراب و
پریشانی فکر ممکن است یادگیری ار در زمینه مورد نظر مختل کند. رشد و آمادگی ذهنی افراد نیز در فهم و
یادگیری علوم مختلف متفاوت است. مثلا ممکن است شاگردی در مرحله ای از رشد خود آماده درک علوم تجربی
باشد، ولی برای درک علوم اجتماعی هنوز آمادگی لازم را به دست نیاورده باشد. بنابراین معلم باید آمادگی هریک
از شاگردان خود در تدریس مواد درسی در نظر داشته باشد و فعالیت های آموزشی خود را متناسب سطح
آمادگی آنان عرضه کند.
در این زمینه می توان چراغ نفتی را مثال زد. چراغ چگونه روشن می شود و می سوزد؟ برای روشن کردن چراغ
چه مواد و عناصری لازم است؟ برای اینکه چراغی روشن شود و بسوزد وجود سه شرط ضروری است : نفت
داشته باشند. فتیله داشته باشند. فتیله اش بالا باشد و آن را روشن کرده باشند.
اگر دو شرط اول موجود نباشد: امکان روشن شدن آن وجود ندارد. وجود نفت و چگونگی قرار گرفتن فتیله، لازمه
روشن شدن و سوختن چراغ است.
در کودک نیز داشتن استعداد و آمادگی لازمه یادگیری است. هر اندازه نفت چراغ بیشتر و فتیله بالاتر باشد، شعله
برافروخته تر خواهد شد.
این امر در مورد انسان نیز صادق است. هر چه فرد آمادگی بیشتری برای رفتار معینی داشته باشد، برای انجام
دادن رفتار، به محرک کمتری نیاز دارد. قبلا خنداندن یک انسان خوشحال بسیار ساده تر از خنداندن یک شخص
غمگین است. هر چه فرد آمادگی کمتری داشته باشد، تحرک بیشتری برای ایجاد آن رفتار لازم است. تدریس و
فعالیت معلم زمانی بیشترین تأثیر را در یادگیری خواهد داشت که شاگرد به آمادگی لازم رسیده باشد و در غیر
این صورت شاگرد همچون چراغی که فتیله آن پایین کشیده شده باشد، هرگز برافروخته نخواهد شد و چیزی
نخواهد آموخت.
×مـقـدمـهـ×

مفهوم مطالعه
مطالعه به معنای به دقت نگریستن در هر چیزی برای واقف شدن به آن است.
واژه مطالعه یک واژه عربی است که ریشه آن طلع به معنای برآمدن و نمایان شدن میباشد.
بنابراین مطالعه یک فعالیت مفید برای درک کردن و اطلاع یافتن از موضوعی است.
از طریق خواندن نوشته باشد یا از طریق دیدن منظره ،حالت و یا حادثه ای ;چراکه در تمام این موارد انسان از
وسایل و مطالبی آگاهی میابد و چیزهایی را میفهمدمانند مطالعه کتاب و مناظر طبیعی.
به بیان دیگر مطالعه یعنی خواندن و یا بازخواندن یک قطعه،یادداشت برداشتن و مطالب را بررسی کردن و در
اهمیت قرار دادن ،مانند مطالعه کتاب و نوشته بنابر این مطالعه و خواندن کتاب یا نوشته ،کاری پویا و فعال است که
بر روی نوشته انجام میدهیم تا هدف خود را با توجه به نیازمان تامین نماییم.
حرف اول
ما:
سه دانشجوی رشته علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان..
اهل یزد...
در آینده معلم دبستانیم...انشاالله .
راستش بعضی از راهکارها هرچند کلیشه ای هستن وخیلی از طرف مشاورای مدرسه توصیه و تاکید میشن اما
خوب یه کم سخت به نظر میرسن و جدی گرفته نمیشن...یعنی حال و حوصله انجام شون رو نداریم...
اما باید بدونید همین نکته های کوچیک و راهکارها میتونه یه معجزه باشه برای مطالعه و یادگیری.
بهتر..
خوب به همین دلیل ما این وبلاگ رو راه انداختیم تا بتونیم یه کمک هر چند کوچیک به دانش آموزا بکنیم...

*پروژه واحد مطالعه و یادگیری*