تجارب گذشته

آموخته ها و تجربه های گذشته شاگرد «ساخت شناختی» وی را تشکیل می دهد.

آمادگی شاگرد در حد وسیعی تحت تأثیر تجارب گذشته اوست. فرد زمانی می تواند مفاهیم وسائل جدید را درک

 کند که مفهوم و مسأله جدید با ساخت شناختی او مرتبط باشد. در واقع فرایند یادگیری همچون روند رشد است.

 همچنان که رشد جریانی است که تجارب گذشته پایه و اساس وضع فعلی آن را تشکیل می دهد و آن چه فرد در

 آینده خواهد آموخت باید متناسب با تجارب او در زمان حاضر باشد. فرد وقتی مفهومی را واقعا می آموزد که پایه و

ریشه در تجارب گذشته اش داشته باشد. اگر این ارتباط برقرار نشود، یادگیری به معنی خاص خود صورت نخواهد

گرفت. بنابراین معلم همواره باید فعالیت های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگردان و متناسب با ساخت

شناختی آنان طراحی و اجرا کند. توجه به این امر شرایط اساسی موفقیت در کارهای تربیتی است. معلم آگاه در

فعالیت های آموزشی و پرورشی ابتدا زمینه ها و تجارب گذشته شاگرد را بررسی می کند، توان او را برای درک و

فهم مسأله جدید می رسند و مفاهیم جدید را با توجه به سطح دانش او ارائه می دهد، مثلا اگر علوم ریاضی در

تدریس مفهوم تازه، زمینه های قبلی شاگردان را به دست فراموشی بسپارد و آموزش خود را بدون توجه به

 اطلاعات و دانش قبلی آنان در این زمینه آغاز کند، هرگز موفق نخواهد بود. البته ممکن است در اینجا این سؤال

مطرح می شد که با توجه به اینکه تجارب گذشته شاگردان یک کلاس به دلیل تفاوت در شکوفایی استعداد، محیط

خانواده و سطح تربیت والدین یکسان نیست، چگونه ممکن است معلم روش تدریس خود را متناسب با تجارب همه

 شاگردان انتخاب کند. اگرچه چنین امری کار آسانی نیست، اختلاف سطح دانش شاگردان را می توان از طریق

آموزش ترمیمی یا فعالیت های متنوع دیگر از میان برد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد