× فَـصـلـِ سِـومـ ×
مطالعه و روش های آن
یکی دیگر از زمینه های با اهمیت در یک مطالعه موفق که تاثیر چشمگیری در مطالعه و میزان بازدهی از آن را دارد
زمان مناسب برای مطالعه است.
تاثیر زمان مطالعه در همگان یکسان نیست. افرادی که ساعات بیداری، خواب، فعالیت و فراغت خویش را تحت
برنامه مشخصی تنظیم کرده اند، قادر به جابجایی راحت در مقابل، افرادی که قادر به جابجایی ساعات فعالیت و
فراغت و یا خواب و بیداری خویش می باشند. مطالعه از جمله مسائلی است که می تواند در اوقات فراغت یا
فعالیت، صورت گیرد. آنان که به طور حرفه ای به مطالعه و تحقیق می پردازند، توان انجام مطالعه با کسب بازدهی
مطلوب در تمامی زمان ها را دارند و آنان که زمانی خاص از اوقات خویش را مثلاً قبل از خواب و یا ساعت مشخصی
دیگر به مطالعه اختصاص می دهند، به آسانی دل به مطالعه، در ساعات دیگر نمی دهند، بر این مبنا می توان
گفت بهترین زمان برای مطالعه، زمانی است که تمایل به انجام مطالعه در آن زمان داریم، که این قاعده ای است
فراگیر که در آن هیچ محدودیت و اجباری برای تعیین زمان مطالعه وجود ندارد.
در کنار انتخاب ساعات مطالعه، محدودیت هایی نیز وجود دارد: در پی انجام آزمایشهای متعددی که درباره زمان
مناسب برای مطالعه صورت پذیرفت، تاثیر زمان مطالعه بر میزان بازدهی مورد سنجش قرار گرفت و مشخص گردید
که زمانی خاص نسبت به زمان های دیگر رجحانی ندارد، اما این نکته اثبات گردید که مطالعه بلافاصله پس از خواب
شبانگاهی نمی تواند بازدهی مطلوب را داشته باشد چه به علت ترشح هورمون سوماتوتروپین، که اثرات آن تا
دقایقی پس از بیداری وجود دارد، در یادگیری اختلاف ایجاد می گردد، بر این مبنا ضروری است حتی المکان از
مطالعه در نیمه شبان یا سحرگاهان- بویژه افرادی که در سنین رشد قرار دارند- خودداری کرد تا نه تنها از بروز
وقفه در رشد که از بروز اختلال در یادگیری و در نتیجه دور از مطالعه جلوگیری کرد.
ترشح هورمون سوماتوتروپین از نیمه شب آغاز و تا بامداد ادامه می یابد. بنابراین چنانچه قصد مطالعه در این
ساعات را داریم، می بایست پس از 20 تا 30 دقیقه از بیداری به مطالعه پرداخت تا اثرات اختلال کننده
سوماتوتروپین در یادگیری زایل شود.
اینکه گروهی صبح زود را- به دلیل استراحتی که بدن و مغز انجام داده است. برای مطالعه ترجیح می دهند و یا
گروهی دیگر شب را- به دلیل استراحتی که پس از آن مغز برای مغز ایجاد می گردد- برای مطالعه مناسبتر می
دانند، هیچ دلیل و پاسخ روشنی برای انتخاب خویش ندارند چه در تمامی این زمان ها امکان کسب بازدهی
مطلوب از اوقات مطالعه فراهم است و تفاوتی در میزان بازدهی میان این دو زمان وجود ندارد و آنچه در این انتخاب
تاثیر گذار است، عادت مطالعه در زمانی خاص است و پس از مدتی می توان این عادت را تغییر داد.
همچنین تفاوت معنی داری در برتری ساعات 4 تا 6 بعداز ظهر نسبت به سایر زمان ها مشاهده نگردیده است که
ارتباط به انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت داشته است.
بر این مبنا می توان گفت با رعایت نکاتی که بیان گردید و انجام مطالعه مطابق با شرایط مطالعه و نظام برتر
مطالعه و توجه به عوامل موثر در یادآوری، امکان کسب بازدهی مطلوب در هر زمانی که مورد نظر ما باشد و به
انتخاب آن زمان بر اساس تمایل خویش پرداخته باشیم، وجود دارد.
در انتخاب زمان مطالعه باید توجه نماییم انرژی کافی و تمایل برای انجام مطالعه داشته باشی و دچار خستگی و
آشفتگی های روحی نباشیم و پس از استراحت و رفع خستگی به مطالعه بپردازیم.
ذهن فقط در دقایق معینی می تواند آمادگی پذیرش مطلب و فراگیری آن را داشته باشد. پس از مدت خسته و
ملول می شود. مدتی که در یک جلسه مطالعه برای بزرگسالان می توانیم در نظر بگیریم حدود 60-50 دقیقه
است که پس از آن یک استراحت 15-10 دقیقه ای لازم خواهد بود. اگر بتوانیم در یک شبانه روز حدود 5 ساعت
مطالعه مستمر داشته باشیم در فاصله هر یک ساعت 20 دقیقه باید به استراحت پرداخت و قطعاً بازده چنین
مطالعه ای از بازده 5 ساعت مطالعه بدون استراحت بیشتر است.
در دقایق مربوط به استراحت بهتر است از جای خود برخیزیم، دیگر فکر نکنیم خود را در معرض هوای آزاد قرار
دهیم، قدم بزنیم، چشم به نقاط دور دست بدوزیم، مناظر زیبا را بنگریم و حتی لقمه غذایی یا شکلاتی را دهان
بگذاریم.
برای رفع خستگی ناشی از مطالعه مستمر بهتر است در مطالعه تنوع ایجاد شود، مثلاً اگر دو ساعت در زمینه
جامعه شناسی مطالعه شد. فعلاً مقداری هم تاریخ یاداستانی ولو فکاهی مطالعه شود یا دو کتاب در زمینه
جامعه شناسی انتخاب شود. پس از مطالعه 30 صفحه از کتاب اول 30 صفحه هم از کتاب دوم مطالعه شود و یا
اگر فقط یک کتاب برای مطالعه داریم، یک ساعت از بخش اول آن و ساعت دیگر از بخش دوم آنرا مطالعه کنیم.

*پروژه واحد مطالعه و یادگیری*