منظور از مطالعه انتقادی چیست؟

دربردارنده کلمات زائد نباشد و به شکل جمله و یا شبه جمله بیان نگردد چه در غیر این صورت نمی تواند افزایش

 فعالیت مغز و کسب نتیاج ارزشمند حاصل از کاربرد نکات کلیدی را موجب شود.

زمانی می بایست به استخراج و ثبت نکات کلیدی اقدام کرد که وجود آن نکات در یادداشت ها ضروری باشد. بر

این مبنا ضمن آنکه می بایست از استخراج نکات غیرضروری خودداری کرد، باید تلاش نمود تا تعداد کلمات

 استخراجی کمتر شده وبتوان با تعداد کلمات کلیدی کمتری، حجم مطالب بیشتری را بیان کرد و بتدریج به نقطه

ای رسید که با نکات کلیدی اندکی تمامی متن مورد مطالعه متبادر با ذهن گردد، و هدف ما از مطالعه رسیدن به

این مرحله است.

 

روش مطالعه انتقادی

منظور از مطالعه انتقادی قضاوت کردن در مورد درستی، اعتبار، یا ارزش مطالب خواندنی بر اساس ملاک ها یا

استانداردهای صحیح است. خواندن انتقادی کلید فهم صحیح مطالب و درگیری با مطالب است، که برای تشخیص

 و ارزش گزاری نوشته های خلاق ضرورت دارد این روش، همچنین برایتشخیصی حقیقت وارزش سایر نوشته ها

لازم است.

مطالعه انتقادی مستلزم فهم کلمات سطور یعنی معنای دقیق مطالب است: "من موافقم" یا "من مخالفم"، بعد از

"من می فهمم" می آیند. پس از فهمیدن مطالب سطور، خواننده برایدرک اهمیت مطالب به صورت عمیق تری وارد

 متنمی شود. در اینجا او علاوه بر خواندن مطالب سطور بین سطور را هم می خواند، مطالب مولف را تجزیه و

 تحلیل می کند و اهمیت و مربوط بودن یا نبودن عقاید او را مورد ارزشیابی قرار می دهد.

 

فواید مطالعه انتقادی

فواید مطالعه با تفکر انتقادی عبارتند از:

الف) فهم عمیق تر مطالب و درگیری بیشتر با مطالب در نتیجه تجزیه و تحلیل اهمیت آنها

ب) طولانی ساختن مدت نگهداری مطالب در حافظه از طریق شناسایی روابط بین مواد مختلف مطالب و روابط بین

مواد و مطالب خواندنی دیگر و تجربیات شخصی

ج) کسب اعتماد در مورد ارایه نظرا انتقادی، از راه مستدل ساختن عقاید.

 

فنون و روش های مطالعه انتقادی

1- سوال کردن: سوال کردن نخستین وسیله ای است که شما می توانید از طریق آن آنچه را که می خوانید مورد

بررسی و داروی قرار دهید. اگر آنچه را که در مورد شک قرار می دهیم مورد سوال قرار ندهیم، چگونه به حقیقت

یک موضوع متوجه خواهیم شد اگر ما در جریان استدلال مولف را در سیدن به نتیجه گیری مورد سوال قرار ندهیم،

چگونه متوجه اطلاعات نامربوط و یا اطلاعات مربوط گفته شده می شویم؟

نوع سوالاتی که درباره هر مطلب خواندنی مطرح می کنیم به نوع موضوع یا مطلب، و همچنین به کیفیت و میزان

تجزیه و تحلیل ما از مطلب وابسته است.هر رشته علمی و دانش بخصوص دارای سوالات مخصوصبه خود است که

 از طریق ملاکهای ارزشیابی آن رشته بخصوص معین می شود. برای مثال، وقتی که مطالب خبری را می

خوانیم،توجه ما بیشتر معطوف به صحت، روشنی او ماخذ مطالب است. در یک کتاب درسی ریاضی بیشتر توجه

به توضیح و صحت اصطلاحات، علامت ها، فرمول ها، معادلات، ارقام هندسی، و غیره معطوف است. همچنین

اینکه مولف کیست، صلاحیت دارد یا نه، رابطه منطقی بین فصول مختلف وجود دارد یا نه و اینکه کتاب در رابطه با

سایر کتبریاضی چقدر روشنتر و قابل استفاده تر است مورد نظر می باشد.

از طرف دیگر،هنگام مطالعه یک مطلب متقاعد کننده توجه ما باید در درجه اول معطوف باشد به اعتبار و ثبات

مطالب و کشف سفسطه هایی که حاصل استدلال های غلط و روش های نادرست هستن.

در خواندن سر مقاله یک روزنامه سوالاتمورد نظر باید از این قرار باشند:

- تز نویسنده چیست؟

- چه اطلاعاتی برای پشت بندی این تز داده شده اند؟

- آیا این اطلاعات درست اند؟

- اطلاعات مربوط دیگری هستند کهبحث نشده اند؟

- آیا نتیجه گیری نویسنده مبتنی بر یک استدلال منطقی است؟

- نتیجه ای که نویسنده از نوشته خود گرفته است، با توجه به شواهد و تجربیات دیگر قابل قبول است؟

ولیبه هنگام خواندن آثار ادبی، قاعدتاً بیشتر باید با سبکنوشته توجه کنیم. در این گونه نوشته ها مسایل زیر باید

مورد نظر باشند:

- تا چه حد اثر وحدت موضوع دارد؟

- آثار این اثر ادبی دارای نوعیواقعیت شعری است؟

- آیا این اثر یک دنیایتازه می سازد که ما بتوانیم وارد آن شویم و زندگی را به طریق عمیقتر و وسیعتر مشاهده

کنیم؟

2- استنباط کردن: استنباط کردن، به همراه سوال کردن، فنی است که از طریق آنمی توان، بر اساس آنچه

نویسنده بیان کرده است، به نتیجه گیری های منطقی دست زد. با مورد نظر قرار دادن مسایل ماورای آنچه که

نویسنده مستقیماً بیان کرده و کشف مطالبی که بطور ضمنی به آن اشاره شده است نظر وسیعتری برای انتقاد

از مطالب کسب خواهیم کرد.

مولف یا نویسنده معمولاً به بیان اطلاعات جزیی و نکات اصلی می پردازد. ولی معمولاً بر عهده خواننده است که

منظور اصلی یا اندیشه اساسی را استنباط کند. اندیشه اساسی نویسنده که اجزای مطلب را به هم ربط می

دهد چیست؟

همچنین بر عهده خواننده است که نحوه استدلال یا روابط بین نکات اصلی را خود استنباط کند. مثلاً اینکه چگونه

تعدادیاز اطلاعات جزیی یک نکتهاصلی را توضیح می دهد؟ یا چطور یک نکته اصلی به نکته اصلی دیگری مربوط

می شود؟ ...

اگر منظور مولف به صراحت بیان نشده است، می توانیم استنباط کنیم که چه عواملی باعث شده اند که او به

نوشتن این مطلب پرداخته است؟ منظور او کدام یک از موارد زیر است؟

- توصیف کردن؟

- اطلاع دادن؟

- سرگرم کردن؟

- برانگیختن عواطف؟

- ترغیب کردن؟

- انتقاد کردن؟

- تفسیر کردن؟

- تعلیم دادن؟

3- ربط دادن: فن ربط دادن متکی است بر سئوال کردن و استنباط کردن و هدف آن مقایسه کردن، مقابله کردن و

موازنه کردن مطالب از درون و بیرون است بطور کلی این نوع ربط دادن را در سه سطح می توان مشخص نمود:

الف) بخش با بخش یا فصل با فصل در داخل یک کتاب. یعنی اینکه آیا یک مطلب بخصوص از یک بخش یا یک فصل

به مطالب دیگر آن بخش یا فصل یا بخش یا فصل قبلی مربوط می شوند؟ آنها با هم شباهت دارند یا فرق دارند؟

ب) کتاب با کتاب یا سایر مطالب نوشتنی. یعنی اینکه یک کتاب با کتابهای دیگر مربوط به همین مطلب، یا مقاله

های روزنامه ها و مجلات، مربوط می شوند؟

ج) کتاب با تجربیات شخصی. یعنی اینکه کتاب با کتابهای دیگری که در این زمینه خوانده ایم، سخنرانی هاییکه

شنیده ایم، مکالماتی که با دوستان خود داشته ایم، نمایشنامه هایی که دیده ایم، و مسافرتهایی که کرده

ایمرابطه دارد؟ کاربردهای عملی گفته های مؤلف کدام اند؟

جستجو برای پیدا کردن وجه تشابه و اختلاف بین مطالب داخل یک کتاب و مطالب یک کتاب با سایر کتابها و مآخذ،

امکان ارزشیابی و ملاکهای صحیح یک ارزشیابی درست را فراهم می کند. در این صورت می توانیم قضاوت خود را

درباره کتاب با توجه به مآخذ دیگر انجام دهیم. در این صورت، شرایط بهتری برای ما جهت تصمیم گیری در اینکه

مطالب کتاب مفید هستند یا نه فراهم خواهد آمد.

در حین ربط دادن مطالب با تجربیات شخصی، متوجه مجموعه ارزشها و عواطف چون تعصبات، پیش داوریها، عقاید،

امیدها، و ترسهای خودخواهیم شد.اینها عواملی هستند که دید ما را نسبت به دنیا تحت تاثیر قرار می دهند.

این عوامل عاطفی می توانند کسب مهارتهای مطالعه انتقادی ما را، از طریق تاثیر که بر روی شناخت ما در مورد

حقیقت، زیبایی و واقعیت می گذارند، سهل یا دشوار سازند. این عوامل عاطفی می توانند در سطح ادراکی تفکر

ما را تحت تاثیر قرار دهند، تغییر بدهند، تحریف کنند. آنها می توانند بههنگام مطالعه، سبب انتخاب اندیشه هایی

شوند کهمی خواهیم به یاد بیاوریم و اندیشه هایی که می خواهیم فراموش کنیم.

برای اینکه بتوان در خواندن انتقادیبه یک قضاوت درست دست یافت، داشتن نوعی اعتقاد و درگیری عقلانی و

عاطفی با مطالب لازم است.

در عین حال، کنار گذاشتن تعصبها و آمادگی برای پذیرفتن مطالب تازه و تغیر دادن عقاید پیشین از ضرورتهای روش

مطالعه با تفکر انتقادی است.

4- ارزشیابی: ارزشیابی فن داوری کردن درباره ارزش یا اهمیت چیزی است که خوانده ایم. این داوری از طریق

سؤالهایی کهطرح کرده ایم، استنباطهایی که داشته ایم،و روابط که ایجاد نموده ایم انجام می گیرد. از نظر کلی

یک ارزشیابی صحیح و جامع باید در برگیرنده محتوا، سازمان، و سبک اثر باشد، و بر اساس ملاکهای درونی و

بیرونی صورت پذیرد.